بند اولمیآیم از رهی که خطرها در او گم استاز هفت منزلی که سفرها در او گم استاز لا به لای آتش و خون جمع کردهاماوراق مقتلی که خبرها در او گم استدردی کشیدهام که دلم داغدار اوستداغی چشیدهام که جگره
برچسب:
نویسنده: آرشان یوسفی
تاريخ: دوشنبه
16 دی
1398 ساعت: 21:49